نه تنبیه،نه تشویق - تاریخ: 1401/4/22 ساعت: 1:48
. این کتاب  کارهای اشتباه مارو به عنوان معلم،پدر و مادر و حتی یک مدیر زیر سوال میبره. زمانی مطالعه این کتاب تموم شد حال بدی داشتم
تغییر و تحول - تاریخ: 1400/10/1 ساعت: 23:10
امروز بعد از یکسال و اندی اومدم تا بنویسم . گاهی زمان عجیب میگذره و تو حتی فراموشت میشه بیای به این خونه سربزنی ،گاهی میشه  که یه کتاب رو میخونی و میذاری تو قفسه کتابها و اون پشت کتابها قایم میش
نکته فوق مهم - تاریخ: 1398/4/9 ساعت: 3:22
یک نکته فوق مهم تکنیکی برای زندگی  و مدیریت زمان عالی به حرف های دیگران زیاد توجه نکن. تلاش دیگری (اجتماع و نهادی که در آن زندگی می کنیم) به طور ذاتی این است که روی من اعمال قدرت و نظارت داشته
زندگینامه - تاریخ: 1398/4/9 ساعت: 3:22
#زندگینامه پروفسور مریم میرزاخانی (دختر جبر) در تاریخ ۱۳۵۶/۰۲/۰۲ در تهران به دنیا آمد ،وی درسال ۲۰۱۴ به خاطر کار بر(دینامیک و هندسه سطوح ریمانی و فضاهای پیمانه ای آنها) برنده مدال فیلدز شد،که بالاتری
بعد از 25روز ننوشتن - تاریخ: 1397/5/1 ساعت: 21:01
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: یا ، یا ، ، یا ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،
انکار واقعیت - تاریخ: 1397/5/1 ساعت: 21:01
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: یا ، یا ، ، یا ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،
روز49:دلتنگی - تاریخ: 1397/1/27 ساعت: 3:08
ما انسانیم و گاهی دلتنگ میشیم دلتنگ عزیزترینهای زندگیت که از دستشون دادی،دلتنگ دوستان عزیزی که الان فرسنگها با تو فاصله دارن،دلتنگ گریه ای کهxa0 بتونی حق حق کنی و بلند بلند با خدای خودت حرف بزنی و از دلتنگیهات بگیxa0 از اشتباهاتت،از داشتهات و تو اوج گریه شکرگذارش باشی و بهش بگی همیشه به یادشی حتی وق...
روز54:تکنیک - تاریخ: 1397/1/27 ساعت: 3:08
بیشتر اوقات می نالیدم و غر میزدم به جون خودمو و اطرافیانم،اما توی 30روز اخیر یه تصمیم جدی گرفتم که ننالم دیگه .خب برای اینکه این تصمیم عملی بشه باید اول اگاه میشدم به اینکه دلیلش چیه؟ چرا این اتفاق تکرار میشه؟ نشستم تو کنج خلوت خودم و بهش فکر کردم،دیدم که یه سری چیزها احازه نمیده تا من به کارهام برس...
روز55:دختری در باد - تاریخ: 1397/1/27 ساعت: 3:08
اسمش فاطمه بود در خانواده ای پرجمعیت به دنیا آمد،هیچوقت عشق را در بین پدر و مادرش ندید،از زمانی که دست راست و چپش را شناخت،تنها چیزی که از زندگی دید و یاد گرفت،کار و تلاش بود و کل کل های مامان با بابا سر کوچکترین مسئله ها. یکی از دلایلی که این شغل رو انتخاب کردم این بود که میخواستم طعم عشق مادری رو ...